گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد | دستکش بی‌نهایت علیه جنگ بی‌نهایت (۲)

در قسمت نخست مقاله‌ی نبرد ابدیت در برابر دستکش ابدیت ، درباره‌ی عوامل موفقیت دو اثر بزرگ مارول در دنیای هنر سخن گفتیم و سعی کردیم به طور خلاصه این دو اثر را با یکدیگر مقایسه کنیم . تا کنون دو عامل به طور کامل (!) توضیح داده شده‌اند و حال نوبت به عوامل بعدی می‌رسد. همراه دژم باشید .

۳- جمع‌آوری گنده‌لات‌های محله‌ی مارولی‌ها

خب به طور کلی در تمام کامیک و فیلم می‌توان حضور گنده‌لات‌ها و بزرگان مارول را در کنار یکدیگر مشاهده کرد؛ اما باید گفت که در فیلم نبرد ابدیت، خیلی از بزرگی‌ها و عظمت‌های کامیک به تصویر کشیده نشد! در کتاب مصور دستکش ابدیت مشاهده‌ می‌کنیم که آدام وارلاک، تمامی موجوداتی را که به نوعی خالقان و بزرگان جهان هستند، کنار یکدیگر جمع می‌کند تا علیه ثانوس به نبرد بپردازند. صحنه‌ای در پایان قسمت چهارم این سری کامیک وجود دارد که در آن، آدام وارلاک با اشاره به اینکه این‌کار برای تمامی جهان ریسک بزرگی‌ست، به این بزرگان اجازه می‌دهد تا وارد نبرد شوند. در این صحنه، از غول‌هایی که برای میان‌وعده سیاره می‌خورند (گالاکتوس) حضور دارند تا ماهیت و معنایی که نماد زندگی در کامیک‌های مارول است (ابدیت).

 

دستکش ابدیت
تا به کجا بُرد این دل ثانوس را… .

 

اینجاست که شما به عنوان خواننده، می‌فهمید که با یک نبرد ساده در خیابان‌های نیویورک طرف نیستید؛ شما در مقابل چند رویداد و گروه قرار گرفته‌اید که هر کدام به تنهایی ترسناک هستند؛ چه برسد که در مقابلتان تشکیل گروه هم بدهند! هستی – و نیستی – بی‌پایان فضا، یک دیوانه که با اشاره‌ای نصف جهان را به کام مرگ کشاند، تمامی قهرمانان مورد علاقه‌مان (که اصلا به دیدن شکست‌شان عادت نداریم) و گروهی از موجودات آسمانی که هر کدامشان چند برابر سیاره‌ی ما هستند‌، همه و همه باعث می‌شوند که با دیدن کامیک دستکش ابدیت برای لحظه‌ای هم که شده بترسید! بگذارید مثالی بزنم؛ کمترین خطری که هستی را تهدید می‌کند، این است گالاکتوس وسط مبارزه خسته شود و عرقش را با دستش پاک کند و نفس حبس‌شده را به بیرون بدمد؛ احتمال زیادی وجود دارد که چندین سیاره بر اثر همین حرکات ساده سیل‌زده و طوفان‌زده شده و یا به کل نابود شوند!

 

جک شیفر سریال Vision and Scarlet Witch را می‌نویسد + جزییات جدید
ادامه
گالاکتوس
یه توضیح برای کسایی که متوجه نشدن؛ طرف رسما سیاره می‌خوره!!!

 

وجود و تقویت این تنش‌ها، باعث شد که دستکش ابدیت به یک آزار روحی تماما بزرگ مبدل شود. مرگ و تکه تکه شدن قهرمانان دوست داشتنی‌مان کم بود؛ حال باید مراقب باشیم هستی‌مان به باد فنا نرود! این عنصر دقیقا در نبرد ابدیت نیز تکرار شد؛ اما به شکلی دیگر. بهرحال، مارول تا توانست با احساس ما بازی کرد و حال دیگر میتوانیم ببینیم که ریشه‌ی این دگرآزاری‌ها از کجاست!

 

۴- خونه‌ی عشقه …

 

خب اگر قهرمانان پیروز نشوند، اگر امید‌ها ناامید شوند، اگر تیرگی چیره شود، اگر آتش شوق به زندگی خاموش شود، چه خواهد شد؟! تلاش هنرمند و آرتیست واقعی، این است که به شما امید بدهد؛ بله عزیزان، بالاخره روزی تمام درگیری‌ها و آزار و اذیت‌ها به پایان خواهد رسید و خورشید بار دیگر طلوع خواهد کرد. چیزی که مجموعه‌ی ابدیت می‌خواهد به ما بفهماند همین است؛ مهم نیست چقدر بد شکست خوردیم، مهم نیست چقدر وحشتناک زمین خورده‌ایم؛ ما بالاخره به زور و واسطه هم شده، از جایمان بلند می‌شویم و مبارزه را ادامه می‌دهیم تا زمانی که دیگر جانی در بدنمان باقی نماند.

 

مارول
بذله‌گوهای لعنتی مارول! در بدترین شرایط هم ما را بخندانید… .

 

کمپانی مارول به صورتی وحشتناک و غم‌انگیز، ما را مجبور کرد تا مرگ کسانی را که سال‌های سال با آن‌ها خاطره داشتیم مشاهده کنیم؛ اما مارول ما را در سیاهی مطلق تنها نگذاشت. در دستکش ابدیت، وقتی موجودات آسمانی به ثانوس حمله ور شدند و وقتی نبیولا توانست دستکش را از دست پدرش جدا کند، چشم‌هایمان از شادی خیس شدند! وقتی در لحظات آخر جنگ ابدیت، نیک فیوری کاپیتان مارول دوست داشتنی را خبردار کرد، همه متوجه شدیم که هنوز هم امیدی برای بهتر شدن وضع موجود هست. من فیلم نبرد ابدیت را با کیفیتی که به اصطلاح عام آن را “رو‌پرده‌ای” می‌خوانیم دیدم و وقتی در صحنه‌ی پس از تیتراژ نبرد ابدیت، فریاد خوشحالی مردم در سینما را شنیدم و وقتی دیدم مردی از جایش بلند شد و فریاد زد “کاپیتان ماروله!”، از دیدن اینهمه امید و هیجان واقعا شوکه شدم.

 

بهترین سریالهای سال ۲۰۱۸ از نگاه متاکریتیک | تابستون چی ببینیم؟
ادامه
کاپیتان مارول
مارول در نبرد ابدیت عملا پرچم و فلگ مخصوص به بخش احساسی‌اش را مشخص کرد: کاپیتان مارول!

 

اما به راستی ریشه‌ی این امید از کجا سرچشمه گرفته است؟ جواب تنها یک کلمه است و آن هم چیزی نیست جز عشق! آن هم عشق از نوع واقعی (نه عشقی که منجر به نابودی نصف دنیا شد!). عشق به دوستان، عشق به دیدن چهره‌های شاد، عشق به هم‌نوع و عشق به خود مفهوم زندگی؛ این‌ها مواردی هستند که سبب می‌شوند فیلم نبرد ابدیت و کامیک دستکش ابدیت به شدت دوست‌داشتنی شوند. وقتی در اعماق چاه تاریک یاس و ناامیدی افتاده‌ایم و فکر می‌کنیم که هیچ راهی برای نجات ما نیست، ناگهان نوری از بالای سرمان به داخل چاه می افتد و باد صدای زمزمه امید را در چاه می‌پیچاند: “نگران نباش؛ به زودی میام کمکت!”

 

شخصیت‌های مارول
یه مشت امید

 

سخن پایانی

 

کامیک‌بوک، فیلم ابرقهرمانی، فانتزی‌ها و ویدیوگیم، شاید برای کسانی که (فکر می‌کنند) بزرگ شده‌اند بچگانه به نظر برسد؛ اما باید بگویم که مفاهیمی که در آن‌ها نهفته شده بسیار باارزش هستند. فقط با ورود به دنیای خیال و رویا است که می‌توان این مفاهیم را درک کرد، با آن‌ها زندگی کرد، از آن‌ها در زندگی بهره برد و یاد گرفت که: روزی زندگی تمام می‌شود و ما می‌مانیم و هزار اندوه از کارهای کرده و نکرده‌مان. اگر بخواهم تمام سخنانم را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم که امید به زندگی و حرکت به سوی آینده‌ای روشن، جادویی‌ست که مارول در فیلم‌هایش به کار می‌برد و هر چیزی که در این راه وجود دارد (اعم از آغاز، مسیر و پایان) همه به یک مفهوم متصل‌اند و آن هم چیزی نیست جز عشق!

 

و این هم پایانی بر داستان‌های پیرامون آخرین انتقام‌جویان؛ فراموش نکنید که نقد نبرد ابدیت را از اینجا بخوانید و دستکش ابدیت را از اینجا دانلود کنید.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • خانه
  • دورنما
  • مقاله
  • گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد | دستکش بی‌نهایت علیه جنگ بی‌نهایت (۲)