نقد فیلم “Seven Psychopaths”

دومین اثر مارتی مک دونا در مقام کارگردان و نویسنده شیب پیشرفت او را کاهش می دهد و اثری متوسط محسوب میشود ؛با این وجود “هفت روانی ” به عنوان یک کمدی سیاه قابل قبول است ، در بررسی این فیلم همراه ما باشید:

نمیدانم تا به حال برایتان پیش آمده که در حین تعریف یک ماجرا برای دوستانتان آنقدر به جزییات بی اهمیت و نه چندان جذاب بپردازید که خودتان هم از ماجرای اصلی فاصله بگیرید و برای پایان بندی اش به هر چیزی چنگ بزنید …!!! وسط این شرایط یاد داستان دیگری بیفتید که میتواند ماجرایتان را جذاب کند و بخواهید آنرا هم تعریف کنید ؛ هفت روانی شرایط مشابهی دارد با این تفاوت که جزییات داستان جذاب است.

پیش از ” هفت روانی” چیزی که از مک دونا دیده بودیم سبکی جدید در کمدی سیاه و شخصیت پردازی جذاب  و روایت داستانی خاص که با ظرافت های خاص خود را از سینمای تاراتینو و اسکورسیزی و برادران کوئن جدا کرده بود و در فیلم نامه هم سبک خاصی پیش گرفته بود و میتوانست سبکی که در نمایشنامه نویسی ابداع کرده بود (که من به آن سبک ایرلندی مک دونا میگویم) به دنیای فیلم نامه بیاورد اما “هفت روانی” خیلی از این اصول را زیر پا میگذارد و چیز جدیدی به ما معرفی میکند که میتوان به آن سینمای هالیوودی مک دونا گفت.

 

“هفت روانی” داستان نویسنده ای به نام مارتی با بازی کالین فارل است که ذهن خیلی خلاقی هم ندارد و میخواهد فیلم نامه ای با عنوان هفت روانی بنویسد ( البته روانی برای مارتی آدمی عجیب و غریب است که زندگیش به کشت و کشتار مربوط شود!!!) اما در پیدا کردن شخصیت هایش مشکل دارد و نمیتواند روانی های خوبی خلق کند!!! او از دوستش بیلی با بازی سم راکول کمک میگیرد تا این شخصیت های روانی برای داستانش بنویسد  ، بیلی شخصیت شوخ و شنگی دارد شغلش هم عجیب است ، او با همکارش هانس با بازی کریستوفر والکن سگ های مردم را میدزدد تا در ازای پیدا کردنشان از صاحبانشان مبلغی دریافت کنند!!!! آنها سگی را میدزدند که بعد  متوجه میشوند صاحبش یک گانگستر روانی ( به تعبیر مارتی) است که برای هیچ چیز آدم میکشد و از قضا عاشق سگش است ، مارتی هم ناخواسته درگیر این ماجرا میشود و….

فیلم بی محابا از کمدی استفاده میکند و خیلی از موقعیت های آن هم خوب از آب درآمده اند اما سبک کمدی مک دونا قابلیت تکرار فراوان را ندارد کمدی او با بیان داستانهای اصلی وفرعی عجین شده اما استفاده فراوان از کمدی برای مک دونا در سبک خودش فاجعه به بار می آورد پس او از تاراتینو کمک میگیرد البته باید اعتراف کرد نتیجه وحشتناک نشده و قابل قبول است البته که مک دونا از کمدی سیاه خودش هم استفاده کرده برای مثال وقتی در پایان فیلم زکریا به مارتی تماس میگیرد و میخواهد او را تهدید کند با واکنش غیرمعمول او مواجه میشود و تغییر موضع میدهد(رفتار غیر معمول در موقعیت خطرناک ) این نوع کمدی تماما سبک مک دونا ست ؛ ای کاش ساختار فیلم جوری تنظیم میشد که او میتوانست فقط از کمدی خودش ، (کمدی نمایشنامه هایش) استفاده کند اما مک دونا به تقلید از داستان ((عامه پسند)) اصرار داشته که به نظر موفق شده یک فیلم معمولی از این فرمول در بیارد.

برخلاف “در بروژ” اینجا شاهد بازی خوبی کالین فارول نیستیم البته مشکل از فارل نیست فیلم آنقدر شخصیت دارد که نمیتواند به قهرمان داستان برسد در میان اینها سم راکول بار بیشتری بر دوش میکشد و بهترین بازیگر فیلم شده گرچه شخصیت پردازی او هم شباهتی به کاراکترهای فیلمهای قبلی مک دونا ندارد و خیلی سطحی تر است ،بازی وودی هارلسون در نقش یک روانی واقعی  (نه فقط به تعبیرمارتی) درست از آب در آمده شخصیت او جالب است دوست دخترش کشته میشود اما برای دزدیدن سگش گریه میکند….برای کشتن فردی به بیمارستان میرود و در حالی که با صندلی چرخ دار بازی میکند منتظرش می ماند.شخصیت های داستان یکی یکی معرفی میشوند و باعث سردرگمی ما نمیشوند ولی روایت درهم و برهم داستان هر شخصیت کمی گیج کننده است ، مک دونا دوست دارد از زبان شخصیت هایش داستان تعریف کند و بگذارید بگویم در انجام این کار بسیار موفق است البته که برای او در این فیلم قدمی رو به جلو محسوب نمی شود.

” هفت روانی” یک فیلم مدرن متوسط در سینمای هالییود اما برای مک دونا ضعیف ترین اثری است که تا کنون ساخته ؛ با این وجود تماشایش خالی از لطف نیست.

نقد فیلم قانون مورفی رامبد جوان | مجمع دیوانگان خندوانه‌ای
ادامه
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *