نقد فیلم مارموز کمال تبریزی | یک سوزن به این؛ یک جوالدوز به آن!

فیلم مارموز سعی می کند تا طنزی سیاه باشد و دنبال راه حلی است برای مشکلات امروز در کشور ؛ اما آیا در این امر موفق عمل کرده یا خیر ؟ با نقد فیلم مارموز کمال تبریزی با بازی حامد بهداد همراه دژم باشید ( راستی ؛ تریلر فیلم را دیده‌اید ؟ ) :

 

نقد فیلم مارموز کمال تبریزی با بازی حامد بهداد

 

طنز سیاه ، طنز اجتماعی یا طنز بی‌معنی ؟

به محض اینکه نام کمال تبریزی به گوشمان میخورد ، از شاهکار کمدی او با بازی پرویز پرستویی یعنی مارمولک یاد می کنیم که در زمان خودش و شاید حتی تا همین امروز ، یکی از برترینهای طنز تلخ بود و هم ما را خنداند ، هم باعث شد گریه کنیم و هم باعث تفکرمان شد . مامورلک کاملا حساب شده به نقد و انتقاد اجتماعی می پرداخت و سخنانش شعاری نبود . کمال تبریزی با ساخت این فیلم ثابت کرد که می تواند یک کمدی اجتماعی سیاه ولی شیرین بسازد که به دهان مخاطب مزه کند ؛ اما شاید با دیدن جدیدترین فیلمش به اسم مارموز ، این فکرها به ذهن شما خطور نکند ! با نقد فیلم مارموز کمال تبریزی همراه ما باشید تا خودتان متوجه شوید از چه سخن می‌گوییم .

 

نقد فیلم مارموز کمال تبریزی با بازی حامد بهداد
زنده باد قدرت ؛ قدرت بی هویت ! – نقد فیلم مارموز کمال تبریزی با بازی حامد بهداد

 

فیلمبرداری و کارگردانی کاملا کلاسیک

از همان لحظه‌ی آغازین فیلم ، متوجه می شوید که ساخته‌ی جدید کمال تبریزی یک فیلم ایرانی کاملا کلاسیک است ؛ اولین خصیصه‌ی این کلاسیک بودن نیز زوم‌ها و فوکوس‌های هماهنگ با موسیقی‌ای است که بر اساس حالت روحی شخص مورد فوکوس انتخاب شده ( که به آن دوربین سابجکتیو یا سوبژکتیو می‌گویند ) ؛ یا دوربین روی شانه و دید سوم شخصی که کاراکترهای در حال حرکت را دنبال می کند . اما به غیر از اینکه این نوع از فیلمبرداری کمی قدیمی شده و باعث میشود که از جدیت و تلخ بودن بودن فیلم کاسته شود ؛ اما از نقطه نظر فنی ایراد خاصی روی فیلم نمی توان گرفت و دیدن آن از لحاظ فنی به طوری نیست که اعصاب شما را بهم بریزد . 

 

فیلم سینمایی آنچارتد | تام هالند و دن تراکتنبرگ نیتن دریک را زنده می‌کنند
ادامه
مارموز کمال تبریزی
دست نداریم خانم محترم ! – نقد فیلم مارموز کمال تبریزی با بازی حامد بهداد

 

مارموزترینِ بی‌هویت‌ها

حاج قدرت (شخصیت اصلی فیلم مارموز با بازی حامد بهداد) ، فردی‌ست که هیچ ندارد اما می‌خواهد به هر نحوی شده مطرح شود ؛ یک تندرو و افراطی که فرقی برایش ندارد در کجاست و از چه اعتقادی پیروی می کند ؛ او فقط می خواهد که توجه‌ها به سمتش جلب شود و دوست دارد کاری کند که به خیال خودش سبب تشویق شدنش می‌شود . این شخصیت به صورتی کاملا نمادین دست به خشونت می زند و حتی ظاهرش نیز کاملا بیداد می کند که چه‌کاره است ! شاید در نگاه اول این نوع نگرش به یک کاراکتر موضوع جذابی به نظر برسد ؛ اما کم کم می‌بینید که ارتباط گرفتن با این شخصیت برایتان مشکل شده و در مسیر متنفر شدن از او هستید . همین موضوع سبب می شود که روی بیاورید به سوی شخصیتهای جانبی که سعی در کنترل رفتار حاجی‌‌‌ِ داستانِ ما دارند ؛ اما این شخصیتها هم چنگی به دل نمی‌زنند و اینگونه می شود که روایت فیلم با اینکه ریتم مناسبی دارد اما خسته‌تان می‌کند . البته که باید گفت حامد بهداد به خوبی توانسته تا تیپِ شخصیتی قدرتِ افراطی و احمق – که در مسیر باد است و هر کار که او را به هدفش برساند می‌کند – را دربیاورد .

 

دو کاراکتر جانبیِ پر نقش در فیلم با بازی ویشکا آسایش و مانی حقیقی که هر کدام نمادی هستند از شخصیتهای واقعی ؛ اما این نمادها به راحتیِ هرچه تمام تر شخصیت پردازی شده اند و گویا نویسنده‌ی فیلم که اتفاقا اولین فیلمنامه‌اش را می‌نویسد ، کاری با این نداشته که کمی خلاقیت به خرج دهد و یک راست به سراغ اصل مطلب رفته !

 

داستانی آشنا و طعنه‌آمیز از روزگار حاکم

حاج قدرت قرمزی افراطی‌ست و همواره دلواپس این است که نکند مدرنیزه شدن جامعه ، بر علیه نظام باشد . روزی که قدرت متوجه برپا شدن یک کنسرت می‌شود ، به خیال اینکه به عنوان قهرمان ملت باید جلوی برگزاری آن را بگیرد ، به درون مراسم رفته و همه چیز را بهم میریزد ؛ اما وقتی مردم در حال خروج از سالن کنسرت هستند ، بمبی درون سالن منفجر می‌شود ؛ قدرت نیز از این موضوع سواستفاده کرده و خود را ناجی مردم معرفی می کند . همین موضوع سبب می شود تا حزبهای سیاسی به دنبال انتخاب او به عنوان نماینده‌ی خود برای انتخابات مجلس شورای اسلامی باشند … . داستان فیلم سرراست است و ریتم نیز با اینکه گیرا نیست اما شما را پای داستان نگاه می دارد ؛ اما از مشکلات فیلم ، شعاری بودن آن است که کار را بسیار مشکل کرده .

 

نقد سریال Daredevil فصل سوم | مشتهای خونین شیطان
ادامه
کمال تبریزی و حامد بهداد
کمال و حامد ؛ تیمی که شاید به پای کمال و پرویز نرسند اما ترکیب بدی هم نشده اند . – نقد فیلم مارموز کمال تبریزی با بازی حامد بهداد

 

نقطه‌ی پایانی نقد فیلم مارموز کمال تبریزی

در سکانس پایانی فیلم ، قدرت در حال سخنرانی‌ای نمادین درباره‌ی ارتباط میان وحدت ملی و محبت است و در ظاهر به نظر می‌رسد که از رفتار خود درس گرفته ؛ در انتهای آن از مشاور خود سوال میکند که به نظرت این صحبتها نمادین و شعاری نبود ؟ فیلم تبریزی نیز بر روی همین محور می چرخد . وقتی از درب سینما خارج می‌شوید ، به این فکر کنید که چند درصد از فیلم واقعی بود ، چند درصد شعار بود ، چند درصد طنز و چند درصد جدی بود و سپس به این فکر کنید که فیلم دقیقا قرار بود چه مفهومی را به شما برساند … ؛ مگر نه اینکه ما خود این معنا را فهمیده‌ایم و نیازی به تکرار موضوع ، آن هم به این شکل نیست ؟

 

 

 

Summary
Review Date
Reviewed Item
مارموز
Author Rating
21star1stargraygraygray
نمره‌ی نهایی
نمره‌ی دژم
۴
میانگین امتیازات: ۴
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • خانه
  • گیشه
  • نقد
  • نقد فیلم مارموز کمال تبریزی | یک سوزن به این؛ یک جوالدوز به آن!