نقد فیلم سرخ پوست | از برترین فیلم های تاریخ سینمای ایران !

فیلم سرخ پوست یک فیلم به معنای واقعی کلمه سینمایی است ! اگر بخواهیم سینما را چیزی که هست در نظر بگیریم ، سرخ پوست جزو برترین فیلم های تاریخ سینما محسوب میشود ! با نقد فیلم سرخ پوست همراه ما باشید !

سرخپوست

سینما یک هنر ایرانی نیست ! یک هنر هالیوودی هم نیست ! سینما هنری انسانی است که برای خودآگاه و ناخودآگاه جمعی و فردی گونه بشر کار میکند که از قضا تاریخ  خودش را هم دارد . این تاریخ مفاهیمی از قبیل فرم های مختلف سینمایی را متناسب با مخاطبش توسعه داده است ؛ اگر سینما را ابن وقت نکنیم (که میکنیم؛ خوب یا بد ) اینکه چه فیلمی خوب است یا بد نیازی به اثبات ندارد ! سرخ پوست به عنوان یک فیلم سینمایی حداقل استانداردها و کمی بیشتر از این استانداردها را دارد! سرخ پوست هم فیلمنامه دارد ، هم شخصیت ، هم داستان ، تصویر و هم کارگردانی . سرخ پوست در میان الگوی تکراری و باطل فیلم ها در سینمای ایران که یا به طرز مفلوکانه ای به مشکلات اجتماعی میپردازند (استثنا دارد ) و یا به کمدی بی مغز و مروج سرخوشی لحظه ای و انفرادی و منفعلی (استثنا ندارد)  میپردازد به معنای واقعی کلمه سینما محسوب میشود اینکه سرخپوست چیست ؟ و چه قدر سینما است در این نقد آورده شده اما اینکه در شرایط کنونی چه معنایی میدهد و جایش در بین جامعه کنونی ایران چیست و در یک کلام چه فرامتنی دارد ! هرگز ! نه جایش اینجاست و نه فرصتش !

سرخپوست

کشتی به نام سالن سینما !

اصولاْ تجربه ی تماشای فیلم در  سینما جدای از خوب یا بد بودنش یک تجربه ی جمعی است ! سالن های سینما نه یک مکان تاریک و مجلل برای استراحت هستند و نه سیرکی برای خندیدن و گریه کردن به دلقک های دمدمی و اغلب بی مزه ! سالن سینما مانند یک کشتی پر از مسافر است و وقتی فیلم شروع میشود این کشتی در بستر خود (که همان داستان باشد) حرکت میکند (بگذریم که این کشتی ها در ایران به جز جاپفکی صندلی هایشان اغلب کار نمیکنند) . سالن سینما تجربه ای جمعی را برای ما رقم میزند یعنی مهم نیست پیش از اینکه در سالن سینما حضور پیدا کنید از تخت خوابتان در پنت هاوس هزار متری که با سود احتکار برنج دو ماه بعد از عید خریدید بیدار شدید یا شب قبل از فکر خرجی ماهتان نتوانستید بخوابید . در پایان فیلم احساس میکنید تجربه ای را باهم به اتمام رسانده اید که قدری به درک مشترک انسان بودن نزدیک شدید آن جا است که چیزی به نام ناخودآگاه جمعی کمی فرصت بروز پیدا میکند ! این یکی از با ارزش ترین تجربه هایی است که سینما میتواند به ما بدهد حالا که چقدر این تجربه قدرتمند است ؟ فیلمساز و فیلم تعیین میکند و از آنجا که را انداختن یک کشتی از فراموش کردنش سخت تر است میتوانیم اصلاْ به این موضوع فکر نکنیم و آنقدر فیلم افتضاح (هم در فرم و هم در محتوا) بسازیم که مخاطب فراموش کند قرار است اصلاْ کشتی وجود داشته باشد تا بتوانیم تیزر تبلیغاتی ۱۸۰ دقیقه ای را به عنوان سینما به مخاطب قالب کنیم . چیزی که سرخپوست را ارزشمند میکند ساختارشکنی در این ساز و کار است : سرخ پوست با ابهت می ایستد و کشتی اش را راه میندازد و به مقصد میرساند !

اولین تیزر فیلم سرخپوست نیما جاویدی | همکاری نوید محمدزاده و پریناز ایزدیار
ادامه

نقد فیلم سرخ پوست | از برترین فیلم های تاریخ سینمای ایران !

نقد فیلم سرخ پوست

این فیلم به هیچ عنوان و از هیچ نظر با عنوان ناقص و پرت و پلای اژدها وارد میشود از هیچ نظر قابل مقایسه نیست ! سرخ پوست هم دوربین درست و به جایی دارد هم داستان و شخصت و هم اجرا . از معدود دفعاتی است که در سینمای ایران ترکیب بندی و رنگ میبینیم که البته هنوز جای کار دارد اما با همین شرایط هم بسیار خوب از آب درآمده : سکانس افتتاحیه ی فیلم ترکیب بندی فوق العاده و حیرت نگیز از کلید داستان فیلم است که خودش را بارها میتوان تماشا کرد پس از آن فیلم شروع میشود و داستان تا دقیقه آخر فیلم با فرم فیلم گره میخورد : اجرای بازیگران و رفتار دوربین و تدوین فیلم و دیالوگ و جلوه های ویژه و … همه و همه تمام کمال در خدمت داستان است . داستانی که برخلاف آنچه به نظر میرسد نه درمورد زندان است و نه در مورد جایی که احمد سرخ پوست پنهان شده است یعنی ممکن است فیلم و شخصیت ها با این دغدغه شروع شوند اما با نکته اصلی یعنی شخصیت نعمت جاهد و در یک پایان بندی مهبوت کننده تمام میشود.

فیلمبرداری متری شیش و نیم سعید روستایی به اتمام رسید
ادامه

سرخ پوست

 

از برترین فیلم های تاریخ سینمای ایران ! (این متن داستان را لو میدهد)

در پرده سوم و پایانی فیلم نعمت جاهد از گشتن به دنبال سرخپوست به ستوه آمده و برای آخرین بار تلاش میکند تا با ترک کردن زندان او را به دام بیندازد . دختر مددکار را هم از زندان دور میکند تا او را هم از دست ندهد ! تا اینجا ما میدانیم هر کاری که او میکرده برای موقعیتی که در شهربانی برایش پیش آمده است . نعمت اصلاْ دوست ندارد این پست را از دست بدهد و برایش هرکاری میکند حتی اگر قرار باشد آدم بده داستان باشد و دختر را هم از دست بدهد . او باید رییس شهربانی بشود به هر قیمتی ! حتی با اینکه میداند احمد بیگناه است و دختر مددکار آنقدر جذاب و شجاع . دختر از نقشه ی نعمت خبردار میشود و احمد را فراری میدهد اما چیزی در این میان معادله را بر هم میزند : نعمت حکم ریاست شهربانی را دریافت میکند ! حالا او چیزی که میخواسته را بدست آورده و بهایش را هم پرداخت کرده برای او دستگیری سرخ پوست مهم نیست او دختر را از دست داده. در پایان نعمت در حضور دختر مددکار و همسر سرخپوست  (طی یک سکانسی که اوج کارگردانی فیلم نیما جاویدی است) احمد سرخ پوست را پیدا میکند و او را فراری میدهد !‌ نعمت بهایی پرداخت نمیکند و باز دختر را بدست می آورد و دختر هم او را به خاطر چشم پوشی و قلب مهربانش میپذیرد اما دختر از ماجرای حکم بی خبر است ! به نظر میرسد فیلم به شکلی کنایی تمام میشود یعنی ما متوجه نمیشویم که شخصیت نعمت دچار دگرگونی شده یا نه ! اما فیلم در واقع تراژدی به اتمام میرسد : نعمت همان هیولای سرد و منفعت طلب است که دلش کمی میلرزد آن هم معلوم نیست به خاطر دختر بوده یا بی گناهی احمد سرخ پوست اما ما میدانیم که نعمت تا کشتن سرخپوست هم پیش رفت.

نمره فیلم سرخپوست
نمره دژم
۱۰
میانگین امتیازات: ۱۰
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • خانه
  • گیشه
  • نقد
  • نقد فیلم سرخ پوست | از برترین فیلم های تاریخ سینمای ایران !