نقد فیلم “ساعت پنج عصر”

“ساعت پنج عصر” اولین ساخته ی سینمایی مهران مدیری شاید اثر سینمایی خوبی نباشد، اما بهترین کمدی است که امسال در سینماهای کشور اکران شده است. در ادامه با نقد این فیلم همراه ما باشید.

برای کسانی با کارهای مهران مدیری  آشنا هستند، (تقریبا تمام مردم ایران) فکر  اینکه “اولین فیلم سینمایی او چطور خواهد بود” کافی است تا ساعت “پنج عصر” را ببیند؛ کارگردانی که کارهایش از دامنه آیتم های کوتاه کمدی مثل “ساعت خوش” و “شوخی کردم” تا سریال های نود قسمتی تمام و ناتمام را شامل میشود، حال در قاب سینما ظاهر میشود. مشکل از آنجایی آغاز میشود که تجسم اولین فیلم سینمایی کسی که در ساخت کمدی تلوزیونی صاحب سبک است، کمی سخت است؛ در مجموعه های تلوزیونی ایرانی معمولا تکنیک های سینمایی به ندرت استفاده میشود، دوربین پویا نیست، موقعیت ها مختلف دیالوگ محور هستند و… .

حال آنکه سینما دقیقا نقطه مقابل این شرایط را دارد.(البته همه مجموعه های تلوزیونی این شرایط را ندارند) با این وجود مهران مدیری سبک خودش را به سینما آورده و نتیجه هم قابل قبول از آب در آمده.

فیلم داستان مهرداد پرهام، وکیل دادگستری دریک روز عادی در تهران را روایت میکند؛ او فقط میخواهد تاقبل از ساعت پنج عصر به بانک برسد و آخرین قسط وام خانه اش را پرداخت کند و در آخر هم موفق به انجام این کار میشود؛ اما در راه رسیدن به بانک با تمام مشکلات یک روز عادی دست و پنجه نرم میکند… .

ایده فیلم نامه شبیه به فیلم “دیروقت” اسکورسیزی است؛ با این تفاوت که “دیر وقت “به مشکلات  شخصیتی و  فردی انسانها میپردازد ولی “ساعت پنج عصر” در ابعاد اجتماعی نقد میکند. البته که از نظر سینمایی این دو اثر قابل مقایسه نیستند ولی در هر دوی آنها شخصیت اصلی داستان نا خواسته درگیر مشکلاتی میشود که فقط قصد خروج ازآنها را دارد.

مهرداد پرهام تقریبا نسخه سینمایی کاراکترهایی مثل نیما زند کریمی و کیانوش استقرار زاده است؛ او یک انسان اخلاق مدار در شرایط ناهنجار اجتماعی است که در مقابل تمام  برخوردهایش با این ناهنجاری ها سعی دارد خود واقعی اش را حفظ کند. او نماد من در مقابل جهان اطراف است؛ اما یک من آسان به طوری که هر مخاطبی میتواند با این شخصیت همزاد پنداری کند. یکی از علت های موفقیت مدیری هم خلق این نوع شخصیت هاست. به نظر میرسد این شخصیتها خیلی تیپ و سطحی هستند و همه شان آدمهای تحصیل کرده با گذشته ای مبهم هستند؛ اما اگر بیشتر از این به شخصیتهای اینچنینی عمق داده شود، همزاد پنداری برای عام سخت تر میشود و شخصیتها از ((من)) مخاطب دور میشود. به همین دلیل این تیپ شخصیت مناسب ترین نوع آن در مقابل جامعه بدون ((من)) است. سیامک انصاری که نقش مهرداد پرهام را بازی میکند، دیگر در ایفای نقش اول آثار مدیری استاد شده است و واقعا نمیشود کس دیگری را به جای او در این نقش متصور شد!

مشکل اساسی فیلم دوربینش است. با این که محمود کلاری مدیر فیلمبرداری “ساعت پنج عصر” بدون شک  بهترین فیلم بردار سینمای ایران است، اما دوربین و حرکات آن متناسب با حال و هوای فیلم نیست. همانطور که اشاره شد در آثار قبلی مدیری نیازی به پویا بودن دوربین حس نمیشد؛ اما این فیلمنامه به دوربینی کاملا پویا نیاز دارد؛ با این وجود در ساعت پنج عصر دوربین خیلی کلاسیک رفتار میکند و دقیقا همانجا که میتواند با حرکت خود حال وهوای صحنه را منتقل کند ساکن میماند. شاید مدیری به دوربین ایستا به شکل سبک نگاه کند که در اینصورت بهتر میبود میزانسن ها را طوری تنظیم کند تا نماهایی مثل “هتل بزرگ بوداپست” وس اندرسون بگیرد. گرچه در چندین صحنه این ایده عملی شده اما نه به شکل سبک! در هر صورت دوربین مهمترین مشکل فیلم  است. اما در نقطه مقابل نور پردازی و صداگذاری تماما چشم نواز و گوش نواز و نزدیک به جهان فیلم است.

علت اینکه ” ساعت پنج عصر” بهترین کمدی سال است سوژه آن است؛ فیلم بی رحمانه شروع به نقد رفتارها میکند اما نه رفتارهای سیاسی یا رفتارهای اجتماعی در موقعیت خاص؛ بلکه رفتارهای روزانه و عادی مخاطبانش که تا حد عادت پیش رفته اند. شاید به همین دلیل است که فیلم خودش را در پایان تشویق میکند چون مثل قهرمانش احساس تنهایی میکند.

 

نقد فیلم سرخ پوست | از برترین فیلم های تاریخ سینمای ایران !
ادامه

رفتارهای های نا هنجاری که از آپارتمان محل سکونتمان شروع میشود، از ایستگاهای مترو و تاکسیها و بیمارستانها عبور میکند و تا بهشت زهرا ادامه میابد و حالا برای خیلی از ما تبدیل به عادت شده؛ ” ساعت پنج عصر” به شکلی کاملا اغراق آمیز به این رفتارها میپردازد و نشانمان میدهد چطور میتوانیم به خودمان بخندیم بدون اینکه از تغییر رفتار بدهیم!

در لحظه ای که مهرداد میخواهد از بیمارستان برود شاهد یکی از بهترین صحنات فیلم هستیم. پرستار به او میگوید که به خاطر کمک به پیرزن، چقدر مهربان است؛ اما مهرداد نگاه معنی داری به او میکند و حلقه نامزدی اش را به شکل غیر مستقیم به پرستار نشان میدهد؛ اما پرستار بدون هیچ گونه تغییر رفتار اورا نگاه میکند. خود مهرداد هم این حجم از وظیفه شناسی و صداقت را باور نمی کند یا شاید خود را شایسته آن نمی داند… از این دست روابط بدون دیالوگ در فیلم به طور پراکنده مشاهده میشود که کاملا خلاقانه طراحی شده.

 

ساعت پنج عصر اثری قابل تامل است و میتوانید چند بار آنرا تماشا کنید و بخندید اما وقتی به فیلم عمیق تر نگاه میکنید شاهد ” ستیز یوز و کبوتر در ساعت پنج عصر”خواهید بود و خنده را فراموش میکنید! گرچه ساخت چنین آثاری برای مهران مدیری چیز جدیدی نیست و شاید یک دستاورد سینمایی محسوب نشود، ولی این سبک کمدی هرگز برای مخاطب تازگیش را از دست نمی دهد.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *