مصائب شازده کوچولو / بازگشت به اخترک ب ۶۱۲

شازده کوچولو ( امیر کوچولو ) ، بدون شک از برترین آثار ادبی معاصر جهان است . با این وجود هرگز فیلمی درخور این شاهکار آنتوان دو سنت اگزوپری ساخته نشد ؛ عنوانی که سال ۱۹۷۲ با همین نام ساختند باب طبع مخاطبین نبود و انیمیشنی که سال ۲۰۱۵ مارک آزبورن برای جشنواره ی کن تهیه کرده بود زیر دست و پای انیمیشن های پر زرق و برق پیکسار و وارنر برادرز له شد. این انیمیشن با اختلاف ارزشمندترین انیمه ی سال ۲۰۱۵ بود . در ادامه درآمدی بر این انیمیشن و موفقیت آن خواهیم داشت با ما همراه باشید؛

 

چرا انیمیشن ؟

 

امیر کوچولو برای فیلم سینمایی بیش از حد جدی و سخت است ! ساخت اتمسفر داستان امیر کوچولو یا حتی اقتباسی از آن عملا در فرم فیلم سینمایی غیر ممکن است ؛ درون مایه ی این داستان خیال انگیزیست، کار با دوربین و استفاده از بازیگر ، فقط از بار خیال انگیزی شازده کوچولو می کاهد و آنرا به یک درام سرد و بی جان که فقط سعی میکند خیال انگیز باشد تبدیل میکند ؛ از این رو بهترین فرم ارائه ی محتوی امیر کوچولو انیمیشن است.

 

پوستر شازده کوچولو

 

اینجا بچه بودن جرم بزرگی محسوب میشه !

 

بیش از نیم قرن از انتشار کتاب امیر کوچولو میگذرد و این داستان هنوز هم جزو پرفروش ترین کتابهای جهان به شمار میرود ، با این وجود مسیری که جوامع انسانی برای زندگی کردن انتخاب میکنند دقیقا همان چیزی است که  “امیر کوچولو ” آنرا فاجعه میخواند ؛ نگرش به زندگی از نگاه غیر انفعالی  ؛ زندگی انسان را احمقانه جلوه میدهد ؛ مشکل این است که حماقت هم صفتی انسانی است! 

انسان امروزی همچون تاجر داستان ” امیر کوچولو ” درگیر رقابتی بی سر و ته شده ؛ میخواهد نسبت به همه چیز مالک باشد و هویت همه چیز را به زلف خودش گره بزند ، با اینکه میداند خودش هم هویت مطمئنی ندارد. 

اگر بخواهیم مفاهیم داستان ” شازده کوچولو ” را بررسی کنیم به بیش از یک مقاله یا دورنما نیاز خواهیم داشت . چیزی که آزبورن از این داستان برای ساخت انیمیشنش اقتباس کرده ” بالغ شدن یا ابزار شدن ” است.

 

اگه به آدما بزرگا بگی یه خونه قشنگ دیدم با آجر قرمز، که پنجره هاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود ! محاله بتونن مجسمش کنن!! باید حتما بهشون بگی یه خونه ی چند میلیونی دیدم تا صداشون بلند بشه که : وای… چه قشنگ! یا مثلا اکه بهشون بگی : دلیل وجود امیر کوچولو این بود که تو دل برو بود ، میخندید و دلش یه بره میخواست و بره خواستن بهترین دلیل وجود هر کسیه ! شونه بالا میندازن و باهاتون مثل بچه ها رفتار میکنن. اما اگه بگین : امیر کوچولو اهل اخترک ب۶۱۲ بود! بی معطلی قبول میکنن. اینجورین دیگه … نباید ازشون دلخور شد ؛ بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند!

 

طراحی امیر کوچولو در استاپ موشن بی نقص است!

 

انیمیشن شازده کوچولو داستان دختر بچه ایست که مادرش  آینده ی او را فقط با قبول شدن در یک مدرسه نمونه روشن میبیند ، برای همین در طول تابستان برنامه ای برای مطالعه به او میدهد و او را موظف به پیروی از آن میکند. در همسایگی آنها خلبان داستان ” شازده کوچولو ” زندگی میکند و داستان ملاقاتش با امیر کوچولو را برای دختر تعریف میکند؛ دختر هم تحت تاثیر داستان پیرمرد خلبان به دنبال امیرکوچولو میگردد تا اینکه او را پیدا میکند اما نه دراخترک ب۶۱۲!

 

من مهمم!

 

در اقتباس آزبورن جهان ” امیر کوچولو ” تاریک و به جهان امروز واقعی نزدیک شده . تاجر پادشاه ، مرد از خودمتشکر ، شازده کوچولو و دیگر اهالی اخترکها رو به خدمت گرفته و اونها رو از مهم نبودن میترساند تا برای رسیدن به هدفی که برای خودش مهم است کمکش کنند!

 

 

امیر کوچولو: اگه من یه شالگردن داشته باشم میتونم بپیچم دور گردنم و با خودم ببرمش یا اگه یه گل داشته باشم میتونم بچینم با خودم ببرمش. اما تو که ستاره هارو نمیتونی بچینی!

تاجر: نه … اما میتونم بزارمشون تو بانک!

امیر کوچولو : یعنی چی؟

تاجر: یعنی تعداد ستاره هارو مینویسم رو کاغذ ، کاغذو میزارم تو کشو ، در کشو رو قفل میکنم ، کلیدشم میزارم تو جیبم!

 

تاجر!

 

تماشای ستاره ها رو وجود گلی که دیده نمیشه زیبا میکنه!

 

این ساخته ی آزبورن شاید یک شاهکار در عرصه ی انیمه نباشد اما اقتباسی موفق از یک شاهکار ادبی است که میشود آنرا به عنوان یک سینمایی تاثیرگذار چندیدن بار در دوره های سنی مختلف تماشا کرد ، با تمام زیبایی های داستانی و بصری “درون،بیرون ” یا ” لگو مووی ” و دیگر انیمیشنهای کمپانی های بزرگ انیمیشن ساز من شازده کوچولو را موفق تر میبینم. 

 

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *